کوچه پس کوچه ی خاکی
در و دیوار شکسته
آدمای روستایی
با پاهای پینه بسته
پیش تو یه عکس تازه ست
واسه آلبوم قدیمی
یا شنیدن یه قصه ست از یه عاشق قدیمی
برای من زندگی اینه
پر وسوسه پر غم
یا مثل نفس کشیدن
پر لذت دما دم
ای پرنده ی مهاجر
ای همه شوق پریدن
خستگی کوله بار
روی رغبت تن من
مثل یک پلنگ زخمی پر وحشت نگاهم
میمیرم
اما هنوزم
دنبال یه جون پناهم
نباید مثل یه سایه
زیر پاها زنده باشیم
مثل چتر خورشید باید
روی اوج دنیا باشیم

تاریکی را از همه ی لحظه های زندگی ام پاک می کنم . وقتی تو هستی قلب من
چه ظرفیتی دارد برای دوست داشتن تو ...
من از تو لبریزم و اگر نباشی مثل بعدازظهرهای پاییز می شوم . من از تو اعتبار
می گیرم مثل ابرها از اقیانوس، مثل بغض ها واشک هاازدلتنگی ،مثل شکوفه ها
از بهار ...
دوست دارم در سرزمین قلبم خانه ای بسازم . خانه ای که پنجرهایش هیچ گاه از
دیدن تو سیر نمی شوند.
عزیزم !
وقتی تو هستی می توانم همه ی دنیا را سطر به سطر بخوانم ومسیر زندگی رااز
پرنده ها بپرسم . وقتی تو هستی کلمه ها تمام می شوند وحرفها ته می کشند .
بهترین همدم وتکیه گاه زندگی ام ، تو معنا ی مجسم همه ی کلمه های کتاب آفرینشی
کاش در این سکوت ، با من دنیایی از مهر بیایی.
بی تو مثه سکوت می مانم ویه بغض خفته در گلو ...

سلام
نمی خاین به خاطر برگشت آبجیم و مامانم بهم تبریک بگین؟؟؟!!!![]()
![]()
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
دوستا هم دوستای قدیم![]()
![]()


