تبليغاتX
صدا کن مرا . صدای تو خوب است !!!



 

یادت میاد گفتی به من عشق تو رو به دل دارم

دورغ می گفتی اما من راست راسکی دوست دارم

سر به سرم گذاشتی و چند روزی موندگار شدی

گفتی که همدمم میشی همرنگ روزگار شدی

چشمات به من دورغ می گفت اما بازم میخواستمت

وقتی که رفتی به سفر به انتظار نشستمت

پیش خودم دلم می گفت که برمیگردی از سفر

برگشتی اما چه جوری ، دستت تو دست یه نفر

دلم که باور نمی کرد از تو یه دستی خورده بود

اون روز نشست وگریه کرد که بازی رو نبرده بود

بعد از سرود عشق تو ، دلم دیگه شعری نخوند

همرنگ آدما شد و عاشق هیچ کسی نموند

بعد از تو ونگاه تو ، دلم دیگه فریب نخورد

دیگه برای هیچ کسی ، به خاطره نگاش نمرد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 0:43  توسط زینب و وحید  |