تبليغاتX
صدا کن مرا . صدای تو خوب است !!!



 

نیمی خواب،نیمی بیدار،نیمی انسان،نیمی فرشته ام وهمواره ازتونوشته ام.گریه ها وخنده ها،

بالهای پرنده ها،هرچه بودوهرچه هست،لحظه های بی شکست،قصه های واپسین،عشق های

آتشین،آفتاب وآسمان وقلب های مهربان جلوه ای ازحضورتوست.

نیمی آواز،نیمی سکوت،نیمی نوروزنیمی سوت وکورم وهمواره ازتودورم.به رنگین کمان

که می نگرم به عطرهای بیکران که دست می زنم،ازتودورترمیشوم.این همه فاصله راچگونه

تاب بیاورم؟کاش می توانستم برای شبهای وحشی ام کمی مهتاب بیاورم.

کدام کتاب رابخوانم؟کنارکدام خوشه ی انگوربمانم؟به سوی کدام اقیانوس پاروبزنم؟چه کنم با

مظلومیت پیراهنم؟کدام سیب بوی دهان تورادارد؟بوی عشق ومهربانی را؟درچشم چه کسی

تصویرتوشفاف ترمی نشیند؟چه کسی روزوشب توراازهرپنجره ای که دلش بخواهد،میبیند؟

وقتی باتوام،چراغ اتاقم خاموش نمی شودوهیچ خاطره ای فراموش نمی شود.

وقتی باتوام،ملکوت دردستهای کوچک من است ومی توانم به همه ئ فرشتگان فخربفروشم.

نیمی سلام،نیمی بدرودم،نیمی کویرونیمی رودم ودیشب باز ازتوسرودم.همه ستاره ها به

زمین آمدند.به دیداراین دل غمگین آمدند.

 

TinyPic image

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 14:23  توسط زینب و وحید  |