تبليغاتX
صدا کن مرا . صدای تو خوب است !!!



 

تاریکی را از همه ی لحظه های زندگی ام پاک می کنم . وقتی تو هستی قلب من

چه ظرفیتی دارد برای دوست داشتن تو ...

من از تو لبریزم و اگر نباشی مثل بعدازظهرهای پاییز می شوم . من از تو اعتبار

می گیرم مثل ابرها از اقیانوس، مثل بغض ها واشک هاازدلتنگی ،مثل شکوفه ها

از بهار ...

دوست دارم در سرزمین قلبم خانه ای بسازم . خانه ای که پنجرهایش هیچ گاه از

دیدن تو سیر نمی شوند.

عزیزم !

وقتی تو هستی می توانم همه ی دنیا را سطر به سطر بخوانم ومسیر زندگی رااز

پرنده ها بپرسم . وقتی تو هستی کلمه ها تمام می شوند وحرفها ته می کشند .

بهترین همدم وتکیه گاه زندگی ام ، تو معنا ی مجسم همه ی کلمه های کتاب آفرینشی

کاش در این سکوت ، با من دنیایی از مهر بیایی.

بی تو مثه سکوت می مانم ویه بغض خفته در گلو ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 12:14  توسط زینب و وحید  |